حسين علوى مهر

148

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

است نجاشى مىگويد : على بن ابراهيم در حديث ، مورد اعتماد ( ثقة فى الحديث ) ، داراى مذهب صحيح و از استادان زيادى حديث شنيده و كتاب نيز نوشته است . او در وسط عمرش نابينا شد و داراى كتاب تفسير است . اين تفسير در واقع داراى دو قسمت است : 1 . قسمتى از آن ، از على بن ابراهيم است كه گاهى با « قال » و گاهى با « قال الصادق » و گاهى با سند كامل روايات را نقل مىكند كه بيش‌تر اين تفسير را تشكيل مىدهد . 2 . قسمت ديگر اين تفسير از ابى الجارود است ( ابى الجارود نامش زياد بن منذر ( م 150 ق ) زيدى است و زيديهء جاروديه به او منسوب است . ابو الجارود از اصحاب امام سجاد ، امام باقر و امام صادق عليهم السّلام است اما روايات تفسيرىاش را از خصوص امام باقر عليه السّلام نقل مىكند . او اين روايات را در زمانى كه منحرف نبوده ، نقل كرده است ) . « 1 » على بن ابراهيم قمى در عصر امام حسن عسكرى عليه السّلام مىزيسته ، و رواياتى را كه نقل كرده است غالبا از طريق پدرش ( ابراهيم بن هاشم ) به امام صادق عليه السّلام مىرساند . 4 . البرهان فى تفسير القرآن مؤلف اين تفسير گرانسنگ ، سيد هاشم حسينى بحرانى ( م 1107 ق ) از محدثان و محققان در علم حديث و اخبار است . اين تفسير كاملا روايى است و بدون اين كه مؤلف دربارهء صحت و سقم سند ، و دلالت متن روايت سخنى گفته باشد ، و يا تعديل كند يا تأويل ببرد آنها نقل نموده ، چنان كه شيوهء بسيارى از اخباريين چنين است . او ضمن اين كه خود معترف است ، روايات تفسيرىاش از بزرگان و مشايخ مورد اعتماد نقل كرده است ، ولى از منابعى نقل كرده است كه اعتبار اسناد برخى از آنها به صاحبانشان ، مورد ترديد است ؛ مانند « تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السّلام » و « كتاب سليم بن قيس هلالى » . البرهان در تفسير آيات بر اساس ترتيب سور ، ابتدا آيه را بيان ، سپس شأن نزول و روايات مربوط به تفسير آيه را نقل مىكند . اين موسوعه حدود شانزده هزار روايت را در بردارد .

--> ( 1 ) تهرانى حاج آغا بزرگ ، الذريعة الى تصانيف الشيعة ، ج 4 / 251 .